
به استقبال بهار ميهنی ـ فريدون انوشه
گرچه اينجا از بهار ميهني
سرزمين سرد غربت خالي است
ميشود اما به عشق آن بهار
در هواي عيد و فروردين نشست
از همين جا ميشود با گوش دل
بانگ مرغان بهاري را شنيد
ميشود گلهاي دشت و خانه را
از همينجا، از همينجا بو کشيد
ميشود چون لالههاي پيشرس
از بهار، از عيد استقبال کرد
در کمال سادگي چون عارفان
ميشود با شعر حافظ حال کرد
ميشود از عيد و از نوروز گفت
ميشود از فرودين، از گل سرود
ميشود از جويبار، از آبشار
از بهار، از باغ، از بلبل سرود
گرچه اينجا فصل بوران است و برف
ميشود از گرمي خورشيد گفت
ميشود از سورهي سيزده بدر
ميشود از آيهي اميد گفت
ميشود از اشتياق، از انتظار
ميشود از آبي فردا نوشت
ميشود از بهمن، از ارديبهشت
ميشود از ميهن زيبا نوشت
ميشود از قطره، از دريا نوشت
ميشود از چشمه، از باران سرود
ميشود از خاطرات کودکي
از وطن، از خانه، از ياران سرود
ميشود از روي الگوي بهار
دل به فرداهاي سرسبزي سپرد
تلخي هجران و رفت عمر را
لحظههايي چند هم از ياد برد
گرچه اينجا هفتسين بيرونق است
ميشود از سفره گفت، از گل نوشت
ميشود از سدر و سنجد حرف زد
ميشود از سوري و سنبل نوشت
ميشود از روشناييها نوشت
از چراغ، از مهر، از مهتاب گفت
از قمر، از قدر، از قوس و قزح
از قلم، از قصههاي ناب گفت
ميشود شب تا سحر بيدار ماند
از شباهنگ، از صبا، از ژاله گفت
از قناري با تواضع ياد کرد
با سلام از خون سرخ لاله گفت
ميشود عاشقتراز ايام پيش
خاک وخورشيد و خدا را دوست داشت
التهاب کوچهها را لمس کرد
از دل و جان، تودهها را دوست داشت
فاصله کم نيست ميدانم، ولي
قلبها را ميشود پيوند زد
ميشود از راه دور، از خاک سرد
بر بهار ميهني لبخند زد !
بهار را باور کن ـ فریدون مشیری
باز کن پنجرهها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبنک چهکرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتاگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن
آمد نو بهار ـ اسماعیل نواب صفا
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
باز آ اي رميده بخت من
بوسي ده دل مرا مشکن
تا از آن لبان مِي گونت
مِي نوشم به جاي خون خوردن
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
خوش بود در پاي لاله
پرکني هر دم پياله
ناله تا به کي
خندان لب شو همچون جام مي
خندان لب شو همچون جام مي
چون بهار عشرت و طرب
باشدش خزانِ غم ز پي
بر سر چمن بزن قدم
می بزن به بانگ چنگ و ني
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
اي گل در چمن بيا با من
پر کن از گل چمن دامن
سر بنهم بروي دامانت
مِي نوشم به پاي گلها من
خوش بود در پاي لاله
پرکني هر دم پياله
ناله تا به کي
خندان لب شو همچون جام مي
خندان لب شو همچون جام مي
از چه رو زجلوه،
اي بهار من،توغافلي
روي خود زعاشقي متاب،
اي صفا اگرکه عاقلي
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
راز جاودانه ـ فربود شکوهی
آمد بهار جانها دل می زند جوانه
قمری ترانه سر ده با شور شادمانه
با خود به گفتم ای دل رسم زمانه را بین
عنقا شکار و کرکس آزاد در میانه
پیری اشارتم کرد چون فیض گل به بلبل
و اکنون شدم دل آگاه از راز جاودانه :
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
اما گرفت کآخر خاکسترم زبانه
صیاد سخت دل خود صیدی شود دگرگون
تا از رضای حسنش آهو رود به لانه
تا چون تو ماه رویی رخ در نقاب داری
شمع فلک ز مشرق می برزند زبانه
برقع ز رخ بیفکند آن گل عذار خوبی
برق نگاه او زد آتش به چشمخانه
هر نکتهای که گویم در وصف آن نگارم
حسرت برند خوبان از این همه نشانه
ساغر به دست ساقی در گردش آید اینک
مجلس به پاست جانا در دور عاشقانه
در کفر زلف او بین دلها اسیر باید
ای جلوه پای در نه ، در دام ، بی بهانه
بهار ـ سینا جعفری
بهار آمد که گل ها بازگردد
نوای بلبلان آغاز گردد
پرستو ها به خانه باز گردند
دل پیر و جوان خوشحال گردد
شکوفه رو درختان خنده کرده
دل دشت و چمن رو تازه کرده
نشسته رنگ سبز نو بهاری
به روی دشت و صحرا یادگاری
بهار آمد که دل ها شاد گردد
غم و غصه دگر نابود گردد
بشینه خنده بر روی لبامون
برانیم کینه را از تو دلامون
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |





















